۱۵ فروردین ۱۴۰۴ :: ۴ آوریل ۲۰۲۵ :: ۶ شوال ۱۴۴۶
گوی خبر- پس از هفتهها بارش در افغانستان، حجم بالای سیلاب از دو رودخانهی هیرمند و فراه، بخشی از آب را وارد خاک ایران کرد و به دریاچه هامون رساند
درحالیکه نهفقط بند کمالخان بلکه کانال لشگری میتواند بخش قابلتوجهی از آب سیلابهای هیرمند را نیز منحرف کند، سیلاب هیرمند چنان بزرگ و عظیم بود که سازههای آبی افغانستان توان کنترل آن را نداشتند و روز گذشته بخشی از آب طغیان هیرمند با عبور از بند کمالخان و نهر لشگری بهسمت ایران جریان پیدا کرد و وارد کشور شد.
همچنین، این اتفاق برای رودخانه «فراه» نیز رخ داد و طغیان و سیلاب حاصل از آن، آب را به هامون سابوری وارد کرد؛ آبی که هنوز از میزان و حجم آن اطلاعاتی در دسترس نیست. طالبان طی سه سال زمامداریاش در افغانستان، از سال ۱۴۰۰، هر بار موضوع تغییراقلیم و خشکسالی را به عنوان دلیل عدم تأمین حقابه قانونی و تاریخی ایران به میان کشیده، اما هر بار طغیانهای رودخانههای فرامرزی با ایران خط بطلانی بر این دروغ میکشند. بهنظر میرسد حالا که شواهد و تصاویر ماهوارهای نیز مؤید پرآب بودن رودخانههای فرامرزی ایران و افغانستان، بهویژه هیرمند، است فصل فشار بر همسایه و مذاکره پیگیرانه فرارسیده است. آنچه نیاز آبی ایران و البته حق قانونی او و شرق کشور است، نه سیلاب بلکه عمل به معاهده کهن و وعدههای تازه، اما بیسرانجام کشور همسایه و تأمین پایدار آب است.
صبح روز ۱۰ اسفند خبر رسید که با سیلابی شدن رودخانه «فراه» در افغانستان و همچنین سیلابی شدن هیرمند دو رودخانه فرامرزی ایران و افغانستان، آب از رودخانه فراه به ایران و به هامون سابوری رسید. همچنین، آب رودخانه هیرمند که با بند انحرافی کمالخان از جریان آن بهسمت ایران جلوگیری میشد نیز بهسمت ایران جریان پیدا کرده و به مرز کشور ما وارد شده است. این درحالیاست که طالبان همواره برای عدم تأمین حقابه قانونی و تاریخی ایران موضوع تغییراقلیم و خشکسالی را مطرح کرده است. حالا سیلاب هر دو رودخانه در این کشور به میزانی بوده است که خسارت قابلتوجه بهجای آورده است و طبق آخرین آمار اعلامی طالبان جان ۷۶ نفر را نیز در افغانستان گرفته است.
وقت مذاکره
بررسی تصاویر ماهوارهای طی ماه گذشته نیز نشان میدهد جریان آب از بند کمالخان عبور میکرده، اما همه آب از طریق نهر «لشگری» بهسمت «زرنج» هدایت میشده است.
«جواد میردار»، رئیس پژوهشکده تالاب بینالمللی هامون، در مورد اتفاقات آبی روز گذشته به «پیامما» میگوید: «به فاصله کمتر از ده ماه، مجدداً سیلاب رودخانه هیرمند از پنجشنبهشب، نهم اسفندماه ۱۴۰۳، به ایران رسید. احتمالاً و طبق معمول، طالبان این سیلابها را بهنام حقابه ایران میگذارد و، چون گذشته، مدعی دریافت حقابه از سوی ایران میشود؛ هرچند که آب هیرمند از ماه گذشته بعد از گذشتن از بند کمالخان، ضمن انحراف بهسمت نهر لشگری به شهر زرنج افغانستان در فاصله چند کیلومتری مرز ایران رسیده بود.
این درحالیاست که رودخانه فراه نیز دچار سیلاب شده و آب حاصل از این سیلاب بعد از گذشتن از تونلهای در حال ساخت سد بخشآباد بهسوی هامون سابوری جاری شده است و بخشهایی از قسمت افغانستانی این هامون نیز از این آب بهرهمند شدهاند؛ هرچند که گزارشهای غیررسمی نشان از ورود مقدار کمی از این آب به بخش ایرانی هامون سابوری در صبحگاه روز جمعه، ۱۰ اسفند ۱۴۰۳، دارد.»
بدون شک، بهانه طالبان درباره خشکسالی و نیز تغییراقلیم، برای تن ندادن به پرداخت حقابه ایران از رودخانه هیرمند و نیز حقابه محیطزیستی تالاب بینالمللی هامون در این روزها محلی از اعراب ندارد
بهگفته او، درحالیکه این اخبار خوب برای مردم سیستان امیدبخش و شادیآفرین است، اما درعینحال برای مسئولین وزارتخانههای نیرو و امور خارجه و نیز سازمان حفاظت محیطزیست میتواند شروعی مجدد برای ادامه روند مذاکرات آبی با کشور افغانستان باشد: «بدون شک بهانه طالبان درباره خشکسالی و نیز تغییراقلیم، برای تن ندادن به پرداخت حقابه ایران از رودخانه هیرمند و نیز حقابه محیطزیستی تالاب بینالمللی هامون از رودخانههایی، چون فراه، هاروت و خاشرود با بارشهای اخیر در این کشور، در این روزها محلی از اعراب ندارد.
وقوع بارشهای شدید در این کشور بهخصوص در بخشهای غربی کشور افغانستان و جاری شدن سیلابهای شدید موجب تلفات و خسارات فراوانی به حدود ۱۳ ولایت این کشور شده است که بنا بر گزارشهای رسمی بهنقل از مسئولین افغانستان تاکنون بیش از ۳۶ کشته برجای گذاشته است و خسارات مالی زیادی نیز به زمینهای کشاورزی و خانههای مردم این کشور وارد شده است.»
بهانه واهی خشکسالی
میردار میگوید: «باوجوداین، شاید بهانه خشکسالی و کمآبی ناشی از تغییراقلیم در این کشور برداشته شده باشد، اما سهلانگاری و بیتوجهی به ادامه روند مذاکرات آبی با مسئولین دولت امارت اسلامی افغانستان در این شرایط و گوشزد نکردن شرایط پرآبی فعلی و سیلابی شدن رودخانههای منتهی به تالابهای بینالمللی هامون، میتواند موجب عدم دریافت حقابه مندرج در معاهده سال ۱۳۵۱ برای شرب و معیشت مردم سیستان و نیز عدم تداوم جریان آب بهسمت این تالابها شود.
در این شرایط، بدون شک مجدداً شاهد تداوم طوفانهای گردوغبار در تابستان پیش رو در منطقه سیستان خواهیم بود و مردم سیستان را وادار به ادامه روند مهاجرتهای اقلیمی از این منطقه استراتژیک برای کشور خواهد کرد. ضایعه دردناکی که بههیچوجه توسط مسئولین ذیربط قابلجبران نخواهد بود.»
تداوم جریان آب بهسوی ایران علاوهبر ادامه بارندگیهای شدید در افغانستان و عدم توانایی این کشور در مهار این سیلابها نیاز به تداوم دیپلماسی پویای آب کشورمان دارد
او توضیح میدهد: «بهنظر میرسد تداوم جریان آب بهسوی ایران علاوهبر ادامه بارندگیهای شدید در افغانستان و عدم توانایی این کشور در مهار این سیلابها (البته فعلاً و تا به اتمام رسیدن روند ساخت سدها و بندهای روی رودخانههای فرامرزی منتهی به ایران)، نیاز به تداوم دیپلماسی پویای آب با امرای طالبان از سوی مسئولین کشورمان دارد تا علاوهبر بهرهمندی ایران از سیلابهای اخیر، مانع انحراف مجدد این آب و عدم ورود آن به کشور شود. مسئلهای که بارها و بارها از سوی افغانها بر آن تأکید شده و در کلام آنها آمده است، اما در عمل شاهد خلف وعده مکرر از سوی آنها بودهایم.
بدون شک، در شرایط سیلابی و پرآبی فعلی در کشور افغانستان، برقراری تماس از سوی نهادها، سازمانها و وزارتخانههای مرتبط با آب کشور، نظیر وزارت نیرو و وزارت امور خارجه با دولت امارت اسلامی و پیگیری توافقات و تأکید بر عمل به وعدههای آنها، بر تداوم جریان آب بهسمت کشورمان تأثیرگزار خواهد بود.
بدینترتیب، هم میتوان آب مناسبی را از رودخانه هیرمند، برای شرب و معیشت مردم در چاهنیمههای سیستان ذخیره کرد و هم با تداوم ورود آب رودخانههای فراه، هاروت و خاشرود به تالاب بینالمللی هامون، تابستانی با حداقلِ گردوغبار را برای ساکنین سیستان به ارمغان آورد.
در کنار این مذاکرات، بهطور قطع، تأکید بر لزوم اصلاح سرریز بند کمالخان از طرف مذاکرهکنندگان ایرانی، ضروری بهنظر میرسد؛ چراکه با وجود این سرریز و انحراف آب بهسوی شورهزار گودزره، ایران بهرهای از سیلابهای شدید احتمالی در سال جاری و نیز سالهای آتی نخواهد داشت و مردم سیستان درحالیکه از کمبود و نبود آب رنج میبرند، شاهد انحراف آب سیلابها بهسمت شورهزار گودزره و هدررفت این آب خواهند بود.»
سیلاب بسیار بزرگ
آنچه تصاویر ماهوارهای و البته مشاهدات عینی در منطقه نشان میدهد این است که آب طی دو روز گذشته هم از رودخانه فراه و هم هیرمند به ایران وارد شده است. اما چالش اصلی در این است که در امتداد هیرمند و پس از سد کمالخان، آب نیمی از مسیر بهسمت ایران را طی میکند و به کانالی بهنام نهر لشگری میرسد. نهر لشگری خروجی از رودخانه است با ساخت سازهای مشابه آببند عمل میکند و اگر آبی که از کمالخان رها میشود از میزانی کمتر باشد، بهسمت زرنج میرود و بهسمت ایران جریان پیدا نمیکند.
یعنی این آب در میانه راه توسط بند کوچک بهسمت زرنج میرود. سیلاب هیرمند گویا به میزانی بوده است که نهر لشگری توان انحراف کامل آن را نداشته است و آب به ایران رسیده است. تصاویر ماهوارهای در حال حاضر بهدلیل ابری بودن بالای هوا قابلیت رصد در محدوده گودزره را ندارد.