۲۵ خرداد ۱۴۰۵ :: ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ :: ۳۰ ذیحجهٔ ۱۴۴۷

گوی خبر- کودکان کار با آسیبهای زیادی مواجه هستند، کودکانی که علاوه بر محرومیت از آموزش و فرصتهای طبیعی دوران کودکی، در معرض انواع آسیبهای جسمی، روانی و اجتماعی قرار میگیرند. کارشناسان معتقدند گسترش این پدیده ارتباط مستقیمی با وضعیت اقتصادی خانوادهها دارد و با عمیقتر شدن فقر، احتمال ورود کودکان به بازار کار نیز افزایش مییابد.
سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، در گفتوگو با خبرآنلاین میگوید: «چه بخواهیم یا نخواهیم باید قبول کنیم که فقر در ایران عمیقتر شده است و هرچه فقر عمیقتر شود حضور کودکان در بازار کار، خیابانها، چهارراهها و سایر محیطهای کاری نیز آشکارتر و گستردهتر خواهد شد.»
کودکانی هستند که خیابان تمام زندگی و کار آنهاست
*به چهکسی کودک کار گفته میشود، آیا تعریف مشخصی وجود دارد؟
بر اساس قانون کار، افراد ۱۵ تا ۱۸ سال بهعنوان «کارگر نوجوان» شناخته میشوند. این گروه میتوانند مشمول بیمه تأمین اجتماعی شوند، مشروط بر اینکه ساعات کاری آنها نیم ساعت کمتر از بزرگسالان باشد و نوع کار نیز به سلامت جسمی و روانیشان آسیب نرساند، همچنین طبق ماده ۷۹ قانون کار، بهکارگیری هر فرد زیر ۱۵ سال ممنوع است.
اما در عمل با گروه دیگری از کودکان مواجه هستیم که معمولاً از آنها با عنوان «کودکان کار خیابانی» یا «کودکان خیابانی» یاد میشود، اینها کودکانی هستند که از طریق انجام کارهای مختلف برای تأمین معاش خانوادههای خود کار میکردند؛ بنابراین بهطور کلی با سه گروه از کودکان مواجه هستیم؛ گروه نخست، «کارگران نوجوان» هستند که در بازه سنی ۱۵ تا ۱۸ سال قرار دارند و طبق قانون از برخی حمایتهای بیمهای و قانونی برخوردار میشوند. گروه دوم، کودکانی هستند که در خیابان برای کمک به تأمین معاش خانوادهها به کار و کسب درآمد مشغولاند. گروه سومی هم هستند که برای تأمین هزینههای زندگی خودشان کار میکنند؛ کودکانی که عملاً بیخانمان هستند و خیابان محل زندگی، کار و گذران تمام امور روزمره آنهاست.
کودکانی هستند که از چشم جامعه پنهان میمانند
*درخصوص گروه دوم و سوم، این کودکان گاهی درگیر کارها و مشاغلی پنهان میشوند، درست است؟
بله، بخشی از این کودکان در محیطهایی کار میکنند که دسترسی به آنها دشوار است و معمولاً از دید عموم پنهان میمانند. برای مثال، کودکانی که در کشتارگاهها، کارگاههای زیرزمینی، باغها، خانهباغها، مزارع بزرگ، دامداریها و برخی صنایع مشغول به کار هستند؛ صنایعی که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد. اتفاقاً بسیاری از این محیطها از جمله مکانهایی هستند که کودکان ممکن است در آنها با شرایط پرخطر و آسیبزا مواجه شوند، کودکانی که معمولاً از دید جامعه پنهان میمانند و کمتر به چشم میآیند.
بهرهکشی جنسی و انواع خشونتها علیه کودکان کار رخ میدهد
*چه آسیبهایی این گروه از کودکان را تهدید میکند؟
کودکی که در خیابان کار میکند یک محیط امن مانند مدرسه را از دست میدهد، محیطی که در آن کودک میتواند فرآیند جامعهپذیری را طی کند. در مرحله بعد وقتی کودک ناچار به حضور در خیابان میشود برای بقا در آن فضا باید نوعی قدرت یا توانمندی در برابر شرایط سخت داشته باشد، این وضعیت گاهی باعث میشود برای حفظ موقعیت خود در خیابان، حتی به رفتارهای پرخطر نیز روی بیاورند.
از سوی دیگر، آسیبهای جسمی نیز بسیار جدی هستند؛ از بیماریهای پوستی و مشکلات گوارشی گرفته تا سوءتغذیه. در برخی موارد نیز احتمال ابتلا به بیماریهای عفونی مانند HIV وجود دارد. همچنین گرایش به مصرف مواد مخدر و سیگار در این گروه از کودکان بیشتر مشاهده میشود. علاوه بر این، در برخی موارد بهرهکشی جنسی و انواع خشونتها نیز علیه این کودکان رخ میدهد؛ خشونتهای جسمی، روانی و تحقیرهایی که بهصورت روزمره تجربه میکنند.
همچنین مقایسههای اجتماعی نیز آسیبزا هستند وقتی کودک خود را با دیگران مقایسه میکند و میبیند که همسالانش در کنار خانواده در حال تجربه زندگی عادی و شادی هستند، دچار فشار روانی و رنج عاطفی میشود.
شهرهای سیاحتی زیارتی بیشترین کودکان کار را دارند
*آیا آمار مشخصی از کودکان کار وجود دارد و اینکه کدام استانها بیشترین تعداد کودکان کار را دارند؟
آمار دقیق و جامعی از تعداد کودکان کار در کشور وجود ندارد. طبیعتاً با توجه به جمعیت استان تهران بیشترین سهم از کودکان کار و خیابان را به خود اختصاص میدهد. استان خراسان رضوی نیز یکی از استانهایی است که بهطور قابل توجهی با این مسئله مواجه است. همچنین استانهایی مانند فارس و هرمزگان، به دلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی خاص خود، از جمله مناطقی هستند که حضور کودکان کار در آنها بیشتر مشاهده میشود.
البته این آمارها نسبی هستند و ممکن است در دورههای مختلف تغییر کنند. برای مثال، اگر در یک سال سازمانهای حمایتی یا نهادهای مسئول در یک استان فعالیت گستردهتری برای شناسایی و جذب کودکان کار انجام دهند، بهطور طبیعی آمار ثبتشده آن استان افزایش پیدا خواهد کرد. بنابراین، میزان شناسایی و پوشش خدمات نیز در آمارهای موجود تأثیرگذار است.
بهطور کلی، کلانشهرها، شهرهای زیارتی، شهرهای گردشگری و همچنین شهرهایی که امکان انجام مشاغل خرد و غیررسمی در آنها بیشتر فراهم است، معمولاً با تعداد بیشتری از کودکان کار و خیابان مواجه هستند.
هم کودکان کار ثابت و فصلی داریم، هم کودکان کار مهاجر
*کودکان کار فصلی هم داریم، یا امکان دارد از استانی به استان دیگر مهاجرت کنند و برگردند؟
بله، کودکانی داریم که در فصول مختلف از استانی به استانهای دیگر میروند. اینگونه نیست که همه کودکان کار که در تهران مشاهده میشوند الزاماً ساکن تهران یا متولد این شهر باشند. در برخی موارد کودکان کار فصلی هم داریم، مثلاً در مازندران زمانی که مسافر در این استان زیاد میشود فعالیت کودکان کار در این استان زیاد میشود، ممکن است همین گروه از کودکان در زمستان مدرسه باشند و کار نکنند، بنابراین الگوی اشتغال کودکان در استانهای مختلف یکسان نیست، هم کودکان کار ثابت و فصلی داریم، هم کودکان کار مهاجر داریم، گروهی از کودکان نیز همراه با خانوادههای خود مشغول به کار هستند مثلاً از یک استان برای کار به استان دیگر میروند، البته بخشی از این مهاجرها اتباع ایران نیستند.
هرچه وضعیت اقتصادی دشوارتر شود، شاهد افزایش حضور کودکان کار هستیم
*طی سالهای گذشته شرایط اقتصادی سخت شده است، این وضعیت سبب افزایش کودک کار شده است؟
واقعیت این است که هرچه شرایط اقتصادی دشوارتر میشود، استفاده از ظرفیت کاری کودکان برای تأمین هزینههای زندگی خانوادهها افزایش مییابد، در نتیجه، پدیده کودکان کار فصلی نیز پررنگتر میشود. اگر بخواهیم نگاهی کلی به وضعیت کودکان کار داشته باشیم، تجربه حدود ۲۸ سال فعالیتم در این حوزه نشان میدهد که بخش عمدهای از کودکانی که در سنین کودکی وارد بازار کار میشوند به دلیل مشکلات و فشارهای اقتصادی ناچار به این کار هستند.
کودکی که به علت مسائل اقتصادی مجبور میشود مدرسه را ترک کند، طبیعتاً نزدیکترین گزینه پیش روی او ورود به بازار کار است؛ خواه در خیابان، خواه در کارگاهها، مزارع یا سایر محیطهای کاری. به همین دلیل، هرچه وضعیت اقتصادی دشوارتر شود، شاهد افزایش حضور کودکان کار در خیابانها و دیگر محیطهای کاری خواهیم بود.
به دلیل همین ریشههای اقتصادی است که ما هیچ وقت نمیتوانیم شاهد کاهش حضور کودکان کار در خیابان باشیم، طبیعی است که در شرایط نامناسب اقتصادی، کودکان بیش از گذشته در معرض بهرهبرداری، استثمار و بهرهکشی قرار میگیرند؛ گاه حتی از سوی نزدیکترین افراد به خودشان. من به عنوان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، نگرانی جدی در این زمینه دارم و معتقدم که عمده کودکان کار در خیابان، محصول شرایط نابسامان اقتصادی هستند؛ شرایطی که کودکان را به کار مستمر یا غیرمستمر در خیابانها و سایر محیطهای کاری وادار میکند.
باندها معمولاً کودکانی را هدف قرار میدهند که بیسرپناه هستند
*اینکه گفته میشود درخصوص کودکان کار باند مافیایی وجود دارد درست است؟
من این موضوع را بهطور کامل نفی نمیکنم. ممکن است بخشی از این کودکان توسط گروهها یا باندهایی مدیریت شوند. این باندها معمولاً کودکانی را هدف قرار میدهند که بیسرپناه هستند. با این حال، با این تصور که همه کودکان کار عضو باندهای مافیایی هستند موافق نیستم. دستکم تجربه میدانی و زیسته ما چنین چیزی را تأیید نمیکند. البته طبیعی است که برخی کودکان حتی با اطلاع خانوادههای خود، از استانهای دیگر به شهرها و مناطقی فرستاده شوند که امکان کسب درآمد بیشتری در آنها وجود دارد. هدف از این جابهجایی نیز معمولاً کمک به تأمین هزینههای زندگی خانواده است.
با این حال، میپذیرم که بخشی از کودکان، بهویژه آنهایی که فاقد سرپرست یا سرپرست مؤثر هستند، ممکن است تحت مدیریت باندها قرار بگیرند. در چنین شرایطی، این کودکان گاه به انجام فعالیتهای غیرقانونی یا مجرمانه وادار میشوند. حتی ممکن است خود آنها نیز در معرض آسیبهای اجتماعی مختلفی مانند مصرف دخانیات، مواد مخدر و سایر رفتارهای پرخطر قرار گیرند. در برخی موارد نیز از این کودکان برای مشارکت در سرقتهای خرد، توزیع مواد مخدر یا دیگر جرایم استفاده میشود.
از چه زمانی عبارت «جمعآوری کودکان کار» لقلقه زبان برخی مدیران شد؟
*هرازگاهی درباره جمع آوری کودکان کار صحبت میشود، آیا پروژه جمع آوری کودکان از خیابان ایده درستی است؟
من نمیدانم از چه زمانی عبارت «جمعآوری کودکان کار» لقلقه زبان برخی مدیران شد، من به عنوان یک مددکار اجتماعی از همان اول با رویکرد جمعآوری مخالف بودم. در آن زمان نیز که در سازمان بهزیستی و در دفتر امور آسیبدیدگان اجتماعی فعالیت میکردم و معاونت آن دفتر را بر عهده داشتم، اساساً با این رویکرد موافق نبودیم؛ نه آن زمان و نه امروز. دلیل این مخالفت روشن است، کودکان کار و خیابان «سد معبر» نیستند که بخواهیم آنها را جمعآوری کنیم. از همان ابتدا، رویکردی که برای این گروه از کودکان طراحی شده بود، بر پایه «شناسایی، جذب و پذیرش» استوار بود؛ یعنی بدون زور و اجبار، تقریباً تمام طرحهایی که با عنوان «جمعآوری کودکان کار» اجرا شدند، در نهایت با شکست مواجه شدند.
ما با انسان سروکار داریم نه با کالا. حتی اگر فشار زیادی برای اجرای این طرحها وارد شود و تیمهای جمعآوری بهصورت گسترده در سطح شهر مستقر شوند، کودکان از خیابانها به فضاهای پنهانتر مانند زیرزمینها و کارگاههای غیررسمی منتقل میشوند که از نظر من گاهی مواقع خیابان از بسیاری از این کارگاهها و محیطهای زیرزمینی امنتر است.
به یاد دارم در مقطعی فرماندار تهران میگفت که ما ۶۰ درصد کودکان کار از خیابانهای تهران پاک کردیم، همان زمان نیز در رسانهها و مطبوعات نسبت به این نوع ادبیات اعتراض کردم و پرسیدم: «دقیقاً چه چیزی را پاک کردهاید؟» استفاده از چنین تعابیری درباره کودکان درست نیست، گاهی اوقات رویکردهای سیاسی بر این حوزه غلبه پیدا میکند و اقداماتی مانند جمعآوری انجام میدهند که نشان بدهند ما فقیر نداریم، چه بخواهیم یا نخواهیم باید قبول کنیم که فقر در ایران عمیقتر شده است و هرچه فقر عمیقتر شود حضور کودکان در بازار کار، خیابانها، چهارراهها و سایر محیطهای کاری نیز آشکارتر و گستردهتر خواهد شد.
تا زمانی که وضعیت اقتصادی خانوادهها بهبود پیدا نکند، نباید انتظار داشته باشیم پدیده کودک کار از بین برود
*با وجود همه برنامهریزیها برای حل مسئله کودکان کار همچنان این مسئله پابرجاست، چرا؟
ما باید این واقعیت را بپذیریم که سازمانهای مختلف در این حوزه مشغول فعالیت هستند و وظایف خود را انجام میدهند. در میان نهادهای دولتی، بهویژه سازمان بهزیستی و شهرداری تهران بیشترین نقش را در ارائه خدمات به کودکان کار و خیابان بر عهده دارند. اما باید یک نکته اساسی را نیز در نظر گرفت؛ این سازمانها نقشی در بهبود وضعیت اقتصادی خانوادهها یا افزایش درآمد مردم ندارند. بنابراین، زمانی که شرایط اقتصادی جامعه مناسب نباشد، طبیعی است که تعداد بیشتری از کودکان به سمت کار سوق پیدا کنند و در نتیجه، به سمت نهادهایی مانند بهزیستی که مسئولیت اصلی حمایت از این گروه را بر عهده دارند، مراجعه کنند یا نیازمند خدمات آنها شوند.
لازم میدانم از سازمانهای غیردولتی نیز قدردانی کنم. واقعیت این است که این سازمانها در تمام سالهای گذشته حتی در بسیاری از موارد بیش از نهادهای دولتی، در حوزه کودکان کار فعالیت کردهاند. با این حال، تا زمانی که وضعیت اقتصادی خانوادهها بهبود پیدا نکند، نباید انتظار داشته باشیم که پدیده کار کودک از بین برود. حتی اگر حضور کودکان در خیابانها به ظاهر کاهش یابد، این احتمال وجود دارد که آنها به سمت مشاغل پنهانتر و خطرناکتری سوق داده شوند؛ مشاغلی که آسیبها و پیامدهای آنها به مراتب جدیتر از کار در خیابان است.
خدمات مختلفی ارائه میشود و تلاشهای فراوانی صورت میگیرد، اما گستردگی مسئله، تعداد بالای کودکان، پراکندگی جغرافیایی آنها، دشواری دسترسی به همه گروههای هدف و همچنین وضعیت کودکان اتباع، باعث شده است که حل این مسئله با پیچیدگیهای فراوانی همراه باشد.