هر توله یوز یک امید تازه؛ هلیا چگونه به نماد بقا تبدیل شد؟

کد خبر: 
۱۴۵۳۷

هر توله یوز یک امید تازه؛ هلیا چگونه به نماد بقا تبدیل شد؟

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ ۰۹:۱۶

گوی خبر-  در روز‌های اخیر، اخبار و حواشی مربوط به «هلیا»، یکی از شناخته‌شده‌ترین یوز‌های ماده ایران، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت یوز آسیایی جلب کرد. ابتدا شایعه‌ای درباره مرگ توله‌های هلیا در محور عباس‌آباد منتشر شد؛ خبری که از سوی مسئولان محیط زیست تکذیب شد. به تازگی نیز مدیر ملی پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی اعلام کرد که در آخرین مشاهده‌ها تنها سه توله همراه هلیا دیده شده‌اند و هنوز نمی‌توان با قطعیت درباره سرنوشت دو توله دیگر اظهارنظر کرد.

همین چند خبر کافی بود تا بار دیگر نام یوز ایرانی به صدر اخبار بازگردد؛ گونه‌ای که سال‌هاست بقای آن به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های محیط زیستی کشور تبدیل شده است.

آخرین بازمانده یک جمعیت بزرگ

«یوزپلنگ آسیایی» روزگاری در پهنه وسیعی از آسیا زندگی می‌کرد؛ از شبه‌جزیره عربستان و آسیای مرکزی گرفته تا پاکستان، افغانستان، هند و ایران. اما طی یک قرن گذشته، تخریب زیستگاه‌ها، شکار بی‌رویه و کاهش طعمه‌ها باعث شد جمعیت این زیرگونه به‌شدت کاهش یابد.

امروز تقریباً تمام جمعیت شناخته‌شده یوز آسیایی در ایران زندگی می‌کند. به همین دلیل، ایران نه فقط یکی از زیستگاه‌های این گونه، بلکه آخرین سنگر بقای آن در جهان محسوب می‌شود.

همین واقعیت باعث شده هر توله جدید، هر تصویر ثبت‌شده توسط دوربین‌های تله‌ای و حتی هر خبر درباره سرنوشت یک یوز ماده، فراتر از یک خبر عادی حیات وحش تلقی شود.

چرا «هلیا» مهم است؟

در سال‌های اخیر نام «هلیا» بار‌ها در گزارش‌های محیط زیستی تکرار شده است. او یکی از ماده‌یوز‌هایی است که توانسته در طبیعت زادآوری موفق داشته باشد؛ موضوعی که در شرایط بحرانی جمعیت یوز‌های ایران اهمیت ویژه‌ای دارد.

بر اساس اعلام پروژه حفاظت از یوز آسیایی، هلیا تاکنون سه زایمان را تجربه کرده است. در سال گذشته نیز او به همراه پنج توله در منطقه میاندشت خراسان شمالی مشاهده و پایش شد. این تصاویر برای کارشناسان اهمیت زیادی داشت، زیرا نشان می‌داد چرخه طبیعی تولیدمثل یوز‌ها همچنان در برخی زیستگاه‌های کشور فعال است.

با این حال، آخرین مشاهده‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد تنها سه توله همراه هلیا دیده شده‌اند. هرچند مسئولان تأکید دارند که هنوز نمی‌توان درباره مرگ دو توله دیگر با قطعیت سخن گفت، اما همین ابهام بار دیگر یک واقعیت مهم را یادآوری می‌کند: برای یوز ایرانی، مسئله فقط تولد نیست؛ بقاست.

چالش اصلی؛ تولد موفق، بقای دشوار

شاید تصور عمومی این باشد که مهم‌ترین چالش یوز ایرانی، زادآوری است؛ اما بسیاری از کارشناسان معتقدند مسئله اصلی پس از تولد آغاز می‌شود.

توله‌های یوز در ماه‌ها و سال‌های نخست زندگی با تهدید‌های متعددی روبه‌رو هستند؛ از کمبود طعمه و خشکسالی گرفته تا حضور سگ‌های گله، تعارض با فعالیت‌های انسانی و تصادفات جاده‌ای.

به همین دلیل، ثبت یک زادآوری موفق لزوماً به معنای افزایش پایدار جمعیت نیست. آنچه اهمیت دارد، رسیدن توله‌ها به سن بلوغ و ورود آنها به چرخه تولیدمثل است؛ مسیری که برای بسیاری از یوز‌های جوان هرگز کامل نمی‌شود.

پیروز؛ یوزی که تمام ایران او را شناخت

اگر نسل‌های قدیمی‌تر یوز ایرانی را از دریچه گزارش‌های محیط زیستی می‌شناختند، نسل جدید احتمالاً با نام «پیروز» با این گونه آشنا شد.

پیروز در اردیبهشت ۱۴۰۱ از یوز ماده‌ای به نام «ایران» و از طریق سزارین متولد شد. دو توله دیگر همان زایمان در روز‌های نخست از بین رفتند و پیروز تنها بازمانده آن تولد بود.

او خیلی زود به چهره‌ای شناخته‌شده در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها تبدیل شد. بسیاری از مردم هر روز اخبار مربوط به رشد، تغذیه و وضعیت سلامتی او را دنبال می‌کردند. اما این توله یوز در اسفند ۱۴۰۱ به دلیل مشکلات جسمی و نارسایی کلیوی تلف شد.

مرگ پیروز موجی از اندوه عمومی ایجاد کرد، اما در عین حال یک اثر مهم هم داشت: برای نخستین بار، مسئله یوز ایرانی به موضوعی فراگیر در افکار عمومی تبدیل شد.

توران، میاندشت؛ جغرافیای حیات و امید

امروزه مهم‌ترین امید‌های بقای یوز آسیایی در چند زیستگاه کلیدی متمرکز شده است. ذخیره‌گاه زیست‌کره توران در استان سمنان و منطقه میاندشت در خراسان شمالی از مهم‌ترین این مناطق هستند.

بخش قابل توجهی از ثبت‌های تصویری یوزها، مشاهده ماده‌های زادآور و ثبت توله‌های جدید در همین زیستگاه‌ها انجام می‌شود. هلیا نیز طی یک سال گذشته در میاندشت و محدوده حفاظتگاه مشارکتی «یوزکنام» بار‌ها مشاهده شده است.

اما حتی این مناطق نیز از تهدید‌ها در امان نیستند. فعالیت‌های معدنی، جاده‌ها، حضور دام، کاهش منابع آبی و گسترش زیرساخت‌ها، فشار فزاینده‌ای بر زیستگاه‌های یوز وارد کرده‌اند.

جاده‌ها، تهدیدی پابرجا

در سال‌های گذشته بار‌ها نام محور میامی-عباس‌آباد در اخبار مربوط به یوز‌ها مطرح شده است. این جاده که از نزدیکی برخی زیستگاه‌های مهم یوز عبور می‌کند، به یکی از نقاط پرخطر برای این گونه تبدیل شده است.

چندین مورد از تلفات ثبت‌شده یوز‌ها در سال‌های اخیر در همین محدوده رخ داده و همین موضوع باعث شده کارشناسان بر تکمیل فنس‌کشی، ایجاد گذرگاه‌های حیات وحش و کاهش سرعت خودرو‌ها تأکید کنند.

شایعه اخیر درباره مرگ توله‌های هلیا نیز از همین حساسیت ناشی می‌شد؛ هرچند مسئولان محیط زیست تأکید کرده‌اند که چنین حادثه‌ای برای توله‌های فعلی هلیا رخ نداده است.

آینده یوز ایرانی؛ میان امید و نگرانی

واقعیت این است که یوز آسیایی همچنان در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. جمعیت اندک، پراکندگی محدود و فشار‌های انسانی، آینده این گونه را با ابهام روبه‌رو کرده است.

در عین حال، مشاهده ماده‌های زادآور، ثبت توله‌های جدید و مشارکت روزافزون جوامع محلی در حفاظت از زیستگاه‌ها، روزنه‌هایی از امید را نیز زنده نگه داشته‌اند.

شاید به همین دلیل است که خبر‌های مربوط به هلیا و توله‌هایش تا این اندازه مورد توجه قرار می‌گیرد. در کشوری که آخرین جمعیت یوز آسیایی جهان را در خود جای داده، سرنوشت هر توله فقط سرنوشت یک حیوان نیست؛ بخشی از سرنوشت یک گونه است. گونه‌ای که بقای آن، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیم‌های امروز ما وابسته است.


برچسب‌ها: 
توله ایرانی, یوز ایرانی, یوز پلنگ ایرانی, یور آسیایی
منبع خبر: 

گفتگو