۱۷ فروردین ۱۴۰۴ :: ۶ آوریل ۲۰۲۵ :: ۸ شوال ۱۴۴۶
گوی خبر- دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، این هفته تأیید کرد که قصد دارد در اواخر بهار امسال به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خاورمیانه سفر کند. این سفر در حالی برنامهریزی شده که ترامپ تا کنون بهطور عمده بر مسائل داخلی و اجرای نسخه خاص خود از «جنگ اقتصادی» متمرکز بوده و حالا این منطقه بار دیگر به کانون توجه بازمیگردد.
اعلام این سفر در بحبوحه افزایش تنشها در خاورمیانه صورت میگیرد. ایالات متحده در حال اعزام ناوها و جنگندههای بیشتر به منطقه است. ترامپ ایران را به حمله تهدید کرده و کارزار نظامی تازهای را علیه حوثیها در یمن آغاز کرده است؛ در حالیکه اسرائیل نیز حملات خود به نوار غزه و لبنان را شدت بخشیده است. این فضای متشنج منطقهای، با شتابگرفتن جنگ اقتصادی ترامپ علیه متحدان و رقبای آمریکا در سراسر جهان همزمان شده است؛ آن هم در شرایطی که تلاشها برای ایجاد صلح میان روسیه و اوکراین به بنبست رسیده است.
شرایط امنیتی رو به وخامت در خاورمیانه، همراه با چشمانداز مبهم و پرآشوب در عرصه ژئوپولیتیکی جهان، چشمانداز چندان مساعدی را برای انجام یک سفر دیپلماتیک موفق از سوی رئیسجمهور آمریکا ترسیم نمیکند؛ هرچند از اکنون تا زمان احتمالی این سفر، بسیاری از معادلات ممکن است دستخوش تغییر شوند. تا پیش از سفر برنامهریزیشده ترامپ، مشخص نیست که منطقه در دو محور کلیدی یعنی روابط عربی-اسرائیلی و تنش با ایران گامی بهسوی ثبات برخواهد داشت یا خیر. با این حال، روشن است که در همین فاصله، تحولات فرامنطقهای و روندهای جهانی، بیتردید تأثیر مستقیمی بر وضعیت خاورمیانه خواهند داشت. در ادامه، پنج محور کلیدی را مرور میکنیم که باید در هفتههای منتهی به سفر احتمالی ترامپ به آنها توجه داشت:
الف– جنگ یا صلح در جبهه عربی - اسرائیلی
اشتیاق دونالد ترامپ برای ظاهر شدن در نقش فردی صلحآور و متحدکننده و تمایلش به دریافت جایزه صلح نوبل، سایهای سنگین بر رویکرد او نسبت به خاورمیانه انداخته است؛ رویکردی که در امتداد تلاشهای ناموفقش برای دستیابی به صلحی سریع و کمهزینه در جنگ اوکراین قابل درک است. ترامپ در حالی وارد کاخ سفید شد که آتشبسهایی شکننده میان اسرائیل، حماس و حزبالله برقرار بود؛ اما آتشبس در غزه بهطور کامل فروپاشیده و آتشبس با لبنان نیز در آستانه فروپاشی است.
در ریاض اما ترامپ با موضعی ثابت از سوی مقامات سعودی مواجه خواهد شد؛ و آن نیز ضرورت ترسیم مسیری روشن بهسوی راهحل دوکشوری در مسئله فلسطین است؛ دیدگاهی که در سراسر جهان عرب رواج دارد، اما با طرز فکر کنونی حاکم بر اسرائیل همخوانی ندارد. شکاف میان اسرائیل و شرکای عربی آمریکا، از زمان بازگشت دوباره ترامپ به صحنه سیاسی، همچنان پابرجاست. در حالیکه ترامپ عادیسازی روابط میان عربستان و اسرائیل را یکی از اهداف محوری خود معرفی کرده، این طرح تاکنون فاقد هرگونه راهبرد عملی برای کاستن از این فاصله یا مهار تنشهای فزاینده بوده است.
ب– جنگ یا دیپلماسی با ایران
دولت ترامپ بار دیگر به سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران بازگشته است. این در حالی است که هم واشنگتن و هم تهران سیگنالهایی متناقض در رابطه با اینکه آیا امکان رسیدن به توافق وجود دارد یا منطقه در آستانه درگیری گستردهتری قرار دارد، ارسال میکنند. همانطور که میان کابینه فعلی اسرائیل و اجماع شرکای عربی آمریکا درباره فلسطین شکاف عمیقی وجود دارد، بر سر موضوع ایران نیز اختلافی جدی میان این دو اردوگاه دیده میشود.
بیشتر شرکای دیرینه آمریکا در خلیج فارس اکنون در مسیر تنشزدایی با تهران گام برمیدارند؛ تغییری چشمگیر در مواضع برخی بازیگران کلیدی منطقه که نسبت به رویکرد تقابلی آنها در یک دهه گذشته، نشانی از چرخشی راهبردی دارد. با این حال، به نظر میرسد اسرائیل خود را برای تشدید حملات به منافع منطقهای ایران آماده میکند؛ اقدامی که احتمالاً بهمثابه مقدمهای برای ضربهای مستقیمتر و گستردهتر علیه خود ایران و برنامه هستهایاش تلقی میشود.
در چنین شرایطی، بعید به نظر میرسد ترامپ بدون شفافیت بیشتر در دو محور اصلی یعنی جبهه عربی-اسرائیلی و پرونده ایران ریسک انجام یک سفر مهم به خاورمیانه را بپذیرد. با این حال، نباید فراموش کرد که ترامپ، غیرقابلپیشبینیترین رئیسجمهور تاریخ آمریکاست و اینکه او مسیر گفتوگو با ایران را در پیش میگیرد یا در هماهنگی با اسرائیل به اقدام نظامی روی میآورد، دومین پرسش کلیدی هفتههای پیش رو خواهد بود.
ج– تهدید مداوم از سوی شبکههای تروریستی
سومین مسئله مهم در آستانه این سفر احتمالی، تداوم تهدیدهای مزمن و پایدار از سوی گروههای تروریستی نظیر داعش و شاخههای القاعده از جمله القاعده در شبه جزیره عرب است؛ موضوعی که در تازهترین ارزیابیهای نهادهای اطلاعاتی آمریکا و گزارشهای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی بهصراحت مورد تأکید قرار گرفته است. هرچند این گروهها در ماههای اخیر تا حد زیادی از چرخه خبری آمریکا خارج شدهاند، اما هرگونه اقدام ناگهانی و نمایشی از سوی آنها، آن هم در آستانه سفر یک رئیسجمهور آمریکایی، میتواند چشمانداز منطقهای را بهطرزی غیرمنتظره و ناپایدار دگرگون کند.
د– پیوندهای اقتصادی، تکنولوژیک و انرژی با منطقه
دولت ترامپ تمایل آشکاری به تقویت روابط اقتصادی و انرژی با متحدان کلیدی خود در خاورمیانه از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشان داده است؛ مسئلهای که در نشستها و بیانیههای اخیر این کشورها بهوضوح بازتاب یافته است. با این حال، متغیر کلیدی که باید با دقت تحت نظر قرار گیرد، تأثیر سیاستهای اقتصادی جهانی ترامپ بهویژه تشدید جنگهای تجاری بر مناسبات اقتصادی، تکنولوژیک و انرژیمحور با شرکای راهبردی منطقهای است. هنوز روشن نیست که این سیاستها به نزدیکی بیشتر منجر خواهد شد یا زمینهساز تنشهای تازهای خواهد شد.
ه– خاورمیانه به عنوان جبهه اصلی در رقابت ژئوپلیتیکی جهانی
پنجمین حوزهای که باید در کوتاهمدت با دقت دنبال شود، نحوه تحول روابط میان ایالات متحده، روسیه و چین و تأثیر آن بر معادلات خاورمیانه است. ماههای آغازین دولت ترامپ با تلاش برای نرمکردن روابط با روسیه و تشدید رقابت با چین همراه بود، اما هر دوی این کشورها راهبردها و روابط خاص خود را با خاورمیانه دنبال میکنند. روسیه این هفته صراحتاً تهدیدات ترامپ علیه ایران را محکوم کرد و چین نیز بهروال گذشته، با جدیت به دنبال گسترش نفوذ بلندمدت خود در سراسر منطقه است.
در این چشمانداز پیچیده، ایالات متحده همچنان فرصتهایی کلیدی برای ترسیم مسیرهایی بهسوی صلح و ثبات در خاورمیانه در اختیار دارد؛ چه در چارچوب پرونده عربی-اسرائیلی و چه در مواجهه با ایران؛ حتی در شرایطی که منطقه با خطر گسترش درگیریهای موجود و تهدیدهای پایدار از سوی شبکههای تروریستی مواجه است. با اینحال، بهرهبرداری از این فرصتها مستلزم راهبردی شفافتر از سوی دولت ترامپ است؛ راهبردی که نهتنها به نگرانیهای شرکای کلیدی منطقهای خود در قبال بحران حلنشده فلسطین بهویژه جنگ جاری در غزه و خطر آوارگی میلیونها نفر پاسخ دهد، بلکه چشمانداز تقابل با ایران و احتمال یک جنگ گستردهتر را نیز بهطور جدی مورد توجه قرار دهد.
همچنین، ایالات متحده میتواند از ظرفیت تقویت روابط اقتصادی با قدرتهای کلیدی منطقه بهرهبرداری کند. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا سیاستهای فراگیر اقتصادی ترامپ در سطح جهانی این مسیر را هموار خواهد کرد یا خود بر پیچیدگیهای آن خواهد افزود. اعلام سفر رئیسجمهور آمریکا به خاورمیانه، باید سرآغاز مجموعهای از تلاشهای هماهنگ در حوزههای مختلف سیاستگذاری باشد؛ تلاشی که بتواند زمینهساز دستاوردهایی پیش از سفر و در جریان آن شود؛ اما در دورانی که رئیسجمهور آمریکا به غیرقابلپیشبینی بودن خود میبالد و در شرایطی تا این اندازه مبهم و ناپایدار، این پرسش بهدرستی مطرح است: آیا این سفر اصلاً انجام خواهد شد؟