۱۷ خرداد ۱۴۰۵ :: ۷ ژوئن ۲۰۲۶ :: ۲۲ ذیحجهٔ ۱۴۴۷

گوی خبر- تنقلات و خوراکیهای مورد علاقه کودکان، از چیپس و پفک گرفته تا بیسکویت، پاستیل، شکلات، کیک و خشکبار، زمانی بخشی ثابت از سبد خرید بسیاری از خانوادههای ایرانی بودند؛ اقلامی که اگرچه در گروه کالاهای ضروری قرار نمیگیرند، اما بهویژه در خانوادههای دارای فرزند، سهم مشخصی از هزینههای ماهانه را به خود اختصاص میدادند. با این حال، رشد مداوم قیمت مواد غذایی، افزایش اجارهبها و بالا رفتن هزینههای جاری زندگی باعث شده است این گروه از کالاها بیش از گذشته در معرض حذف یا محدود شدن قرار گیرند.
در شرایطی که درآمد بسیاری از خانوارها طی سالهای اخیر افزایش اسمی داشته، اما این افزایش نتوانسته همگام با رشد هزینههای زندگی حرکت کند. نتیجه آنکه بسیاری از والدین ناچار شدهاند میان تأمین نیازهای ضروری و خرید خوراکیهایی که پیشتر بهطور معمول برای فرزندانشان تهیه میکردند، دست به انتخاب بزنند. انتخابی که اغلب به کوچکتر شدن سبد تنقلات و در برخی موارد حذف کامل آن منجر شده است.
بررسی یک سناریوی فرضی از هزینه تنقلات کودکان در کنار حقوق سال ۱۴۰۵ نشان میدهد حتی اقلام مصرفی روزمره نیز میتوانند سهم قابل توجهی از درآمد خانوارهای کارگری را به خود اختصاص دهند.
در این سناریو، اگر هزینه روزانه تنقلات یک کودک بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان در نظر گرفته شود، هزینه ماهانه آن به حدود ۹ تا ۱۲ میلیون تومان میرسد.
در مقابل، طبق ارقام خالص حقوق سال ۱۴۰۵، دریافتی ماهانه خانوارهای متأهل دارای فرزند بین حدود ۲۲.۴ میلیون تومان (یک فرزند) تا ۲۴.۱ میلیون تومان (دو فرزند) برآورد میشود.
بر این اساس، سهم هزینه تنقلات از درآمد ماهانه در این خانوارها به شکل قابل توجهی بالاست؛ بهگونهای که در خانوادههای دارای یک فرزند حدود ۴۰ تا ۵۳ درصد و در خانوادههای دارای دو فرزند حدود ۳۷ تا ۵۰ درصد درآمد ماهانه را شامل میشود.
این نسبت نشان میدهد در صورت تحقق چنین سطحی از هزینه، تنها تأمین تنقلات یک کودک میتواند نزدیک به نیمی از درآمد ماهانه یک خانوار کارگری را به خود اختصاص دهد؛ موضوعی که بیانگر فشار فزاینده هزینههای غیرضروری پیشین بر سبد معیشت و تغییر ماهیت این اقلام به هزینههایی سنگین و رقابتی با نیازهای اساسی زندگی است.
تغییر سبک مصرف خانوارهای ایرانی زیر سایه تورم و کاهش قدرت خرید
بررسیهای میدانی اقتصادنیوز از چند خانوار دارای فرزند نشان میدهد فشار تورم تنها به کاهش مصرف تنقلات محدود نمیشود، بلکه بر کیفیت تغذیه کودکان، احساس رفاه خانوار و حتی روابط میان والدین و فرزندان نیز اثر گذاشته است. از کشوهای خالی از خوراکی گرفته تا کودکانی که آرزو میکنند بتوانند برای کمک به خانواده سر کار بروند، روایتهایی که در ادامه میآید تصویری ملموس از تغییر سبک مصرف خانوارهای ایرانی زیر سایه تورم و کاهش قدرت خرید ارائه میکند.
حسین، ۴۵ ساله و پدر یک پسر ۹ ساله، میگوید با وجود افزایش درآمد اسمی خانوار در یک سال گذشته، سهم تنقلات در سبد مصرفی آنها به شدت کاهش یافته است. او که دارای شغل آزاد است و ماهانه بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان درآمد دارد، معتقد است رشد هزینههای زندگی، بهویژه اجارهبها و مخارج ضروری، عملاً جایی برای خرید خوراکیهای غیرضروری باقی نگذاشته است.
به گفته او، میزان خرید تنقلات خانوارشان نسبت به سال گذشته حدود ۹۵ درصد کاهش یافته و در مقایسه با اسفند ۱۴۰۴ نیز افتی حدود ۷۰ درصدی را تجربه کرده است. حسین میگوید: «در سه ماه گذشته تقریباً هیچ تنقلاتی نخریدهایم. هرچه درآمد افزایش پیدا کرده، هزینهها با سرعت بیشتری بالا رفتهاند.»
او توضیح میدهد که درآمدش در سال گذشته حدود ۲۵ میلیون تومان بوده و اکنون با افزایش تایم کاری و مشغول شدن به کار جانبی حدود ۶۰ میلیون تومان رسیده است، اما این افزایش نتوانسته قدرت خرید خانواده را حفظ کند. به گفته او، رشد قیمت کالاها و هزینههای مسکن باعث شده بسیاری از اقلامی که پیشتر بهطور معمول خریداری میشدند، از فهرست خرید خانواده حذف شوند.
پسرم میگوید کاش من هم میتوانستم سر کار بروم...
حسین میگوید دشوارترین بخش ماجرا، توضیح این شرایط برای فرزندش است. او هر روز تلاش میکند شرایط اقتصادی خانواده را برای پسر ۹ سالهاش توضیح دهد و دلیل محدود شدن خریدها را شرح دهد. با این حال، واکنش فرزندش بیش از هر چیز عمق تأثیر مشکلات اقتصادی بر زندگی خانوارها را نشان میدهد. او نقل میکند: «پسرم میگوید کاش من هم میتوانستم سر کار بروم و کمکت کنم تا پول بیشتری داشته باشیم و بتوانیم خوراکی بخریم.»
روایت حسین نشان میدهد که کاهش قدرت خرید تنها به حذف برخی اقلام از سبد مصرفی خانوار محدود نشده، بلکه به دغدغهای تبدیل شده که حتی کودکان نیز آن را در زندگی روزمره خود احساس میکنند.
حتی خرید چند قلم ساده تنقلات هزینه قابل توجهی به خانواده تحمیل میکند
نغمه، ۳۴ ساله و مادر یک فرزند، میگوید افزایش قیمت خوراکیها و تنقلات بیش از هر زمان دیگری در سبد هزینه خانوار او اثر گذاشته است. به گفته او، در گذشته بخشی از درآمد ماهانه خانواده صرف خرید تنقلات میشد تا همیشه خوراکیهایی مانند کیک، بیسکویت و سایر اقلام مورد علاقه فرزندش در خانه موجود باشد، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.
او توضیح میدهد: «الان نه تنها حقوق همسرم پاسخگوی همه هزینههای زندگی نیست، بلکه مجبور شدهایم خرید تنقلات را تقریباً به نصف کاهش دهیم. دیگر مثل قبل خرید هفتگی یا ماهانه نداریم و معمولاً فقط به اندازه مصرف همان روز خوراکی میخریم.»
به گفته نغمه، حتی خرید چند قلم ساده مانند شیر و کیک نیز هزینه قابل توجهی به خانواده تحمیل میکند و گاهی برای تهیه همین اقلام باید به دنبال فروشگاههایی با قیمت مناسبتر بگردند. او معتقد است اگرچه میزان مصرف تنقلات فرزندش نسبت به گذشته کمتر شده، اما کودکان همچنان مانند قبل خواهان خوراکی هستند و افزایش قیمتها نمیتواند این نیاز و عادت روزانه را از بین ببرد.
این مادر جوان میگوید فشار هزینههای معیشتی باعث شده بسیاری از خانوادهها میان خرید کالاهای ضروری و اقلامی که پیشتر بخش ثابتی از سبد مصرفی کودکان بود، دست به انتخاب بزنند؛ انتخابی که در اغلب موارد به کاهش یا حذف تدریجی تنقلات از سبد خانوار منجر شده است.
زهرا، ۴۱ ساله و مادر دو فرزند، میگوید تنقلات و خوراکیهای غیرضروری دیگر عملاً از سبد مصرفی خانوادهاش حذف شدهاند. او که در یک خانوار چهار نفره زندگی میکند، توضیح میدهد تنها پدر خانواده شاغل است و به عنوان یک کارمند با سابقه ۳۰ سال خدمت، ماهانه حدود ۵۰ میلیون تومان درآمد دارد، اما پس از پرداخت هزینههای ضروری زندگی، تنها حدود ۲۰ میلیون تومان برای سایر مخارج باقی میماند.
کشوی خوراکیها دیگر پر نیست؛ اقتصاد خانوار تغییر مسیر داد
به گفته او، افزایش قیمت مواد غذایی و خوراکیها باعث شده خرید اقلامی که پیشتر بهطور منظم در خانه وجود داشتند، به یک کالای لوکس تبدیل شود. زهرا میگوید: «دخترم ۱۱ ساله است و در سن رشد قرار دارد. قبلاً هر ماه برایش انواع ویتامینها و مکملها را تهیه میکردم و سعی میکردم شیر، لبنیات و تنقلات سالم همیشه در خانه موجود باشد، اما حالا نه میتوانیم آجیل و خشکبار بخریم و نه حتی مثل گذشته تنقلات معمولی تهیه کنیم. حتی خرید داروها و مکملهای ویتامینی هم برایمان سخت شده است.»
او از تغییر محسوس سبد غذایی خانواده در سالهای اخیر میگوید و اضافه میکند: «تنقلات دیگر جایگاهی در سبد مصرفی ما ندارند. چیپس، پفک، تخمه، لواشک و شکلات آنقدر گران شدهاند که شاید فقط هفتهای یک یا دو بار بتوانیم آنها را بخریم.».
اما آنچه بیش از همه او را تحت تأثیر قرار داده، واکنش فرزندانش به این تغییرات است. زهرا میگوید: «دخترم گاهی به من میگوید "مامان چقدر ما فقیر شدیم که کابینتهایمان خالی شده". قبلاً وقتی درِ کابینت را باز میکردم، پر از خوراکی و تنقلات بود، اما حالا دیگر خبری از آن روزها نیست.»
روایت زهرا نشان میدهد فشار تورم تنها به حذف برخی اقلام از سبد خانوار محدود نشده، بلکه به تدریج بر کیفیت تغذیه کودکان و حتی احساس رفاه و امنیت اقتصادی خانوادهها نیز اثر گذاشته است.
محبوبه، ۴۹ ساله، مادر یک فرزند ۹ ساله و همسر یک کارگر، میگوید هزینه تنقلات به یکی از چالشهای روزمره خانوادهها تبدیل شده است. او توضیح میدهد که فرزندش مانند بسیاری از کودکان علاقه زیادی به خوراکیها و تنقلات دارد و روزانه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان صرف خرید این اقلام میشود؛ رقمی که به گفته او، در شرایط فعلی تنها برای خرید دو تا سه قلم خوراکی کافی است.
او میگوید: «بارها سعی کردهام به جای تنقلات بستهبندیشده، خوراکیهای ارزانتر و خانگی برایش آماده کنم، اما معمولاً با مخالفتش روبهرو میشوم. البته حق هم دارد؛ بچه که نمیتواند شرایط اقتصادی را درک کند. بچهها خرید تنقلات را وظیفه پدر و مادر میدانند و طبیعی است که وقتی به فروشگاه میروند یا تبلیغات را میبینند، همان خوراکیهایی را بخواهند که همیشه مصرف میکردند.»
فاطمه، ۴۱ ساله، کارآفرین و مادر یک فرزند، میگوید افزایش قیمت تنقلات و خوراکیها حتی برای خانوادههایی با درآمد بالا نیز به یک دغدغه روزمره تبدیل شده است. او که ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان درآمد دارد، تأکید میکند هرچند هنوز توانایی خرید تنقلات برای فرزندش را دارد، اما رشد مداوم قیمتها باعث شده نگاهش به این نوع خریدها تغییر کند.
به گفته او، خرید خوراکیهایی مانند پفک و شکلات دیگر مانند گذشته بدون توجه به قیمت انجام نمیشود و افزایش مداوم نرخها، نوعی حساسیت و تردید در تصمیمگیری ایجاد کرده است. فاطمه میگوید: «مدام با خودم میگویم این پفک چقدر گران شده، آن شکلات چقدر بالا رفته، و در نهایت با وجود این حس، مجبور میشوم بخرم.»
او همچنین از تغییر رفتار مصرفی خانوادهاش در سالهای اخیر خبر میدهد و میافزاید: «حدود ۵۰ درصد مصرف ما از غذاهای بیرون یا تنقلات خاص کم شده و حتی برای خرید، شروع کردهام قیمتها را از جاهای مختلف پرسوجو کنم؛ کاری که قبلاً اصلاً انجام نمیدادم.»
روایت فاطمه نشان میدهد که افزایش قیمت خوراکیها تنها به خانوارهای کمدرآمد محدود نمیشود، بلکه حتی در میان خانوادههای پردرآمد نیز به تغییر الگوی مصرف، حساسیت قیمتی و بازنگری در خریدهای روزمره منجر شده است.
همچنین افزایش قیمت تنقلات تنها به فشار بیشتر بر بودجه خانوارها منجر نشده، بلکه شکاف میان خواستههای کودکان و توان مالی والدین را نیز عمیقتر کرده است؛ موضوعی که بسیاری از خانوادههای دارای فرزند با آن دستوپنجه نرم میکنند.