۲۰ بهمن ۱۴۰۴ :: ۹ فوریهٔ ۲۰۲۶ :: ۲۲ شعبان ۱۴۴۷

گوی خبر- روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: وقتی صحبت از انقلاب اسلامی به میان میآید، نمیتوان سهم روحانیت در به وجود آمدن آن را نادیده گرفت. خاستگاه این انقلاب، حوزه علمیه قم و رهبر آن امام خمینی به عنوان یکی از سرشناسترین مراجع تقلید بود و مردم نقش اصلی را در به پیروزی رسیدن آن داشتند.
سهیم بودن روحانیت در به وجود آمدن انقلاب به این معنا نیست که از آن سهمخواهی کند. درست برعکس، روحانیت موظف است با تمام توان برای حفاظت از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی تلاش کند و در جهت خدمت به مردم که یکی از اصلیترین اهداف تأسیس نظام جمهوری اسلامی است از وقت، توانائیهای مادی و معنوی و حتی جان خود مایه بگذارد.
عدهای از افراد روحانی به انجام این وظیفه قیام کردند بطوری که در جنگ تحمیلی در خط مقدم دفاع مقدس حضور یافتند، شهدای زیادی تقدیم میهن اسلامی کردند، در مبارزه با انحرافات و زدودن آفات ناشی از فرقههای منحرف و وابسته مانند فرقان و منافقین و... در صف اول جهاد فکری فعالیت کردند و شهدای بزرگی همچون مطهری، بهشتی، صدوقی، مدنی و قاضی طباطبائی در این راه دادند. علاوه بر این، بسیاری از افراد روحانی با مجاهدتهای فراوان در بخشهای مختلف، خدمترسانی به مردم را در پیش گرفتند و از هیچ کوششی در این زمینه کوتاهی نکردند.
با اینحال، عملکرد بعضی از روحانیون و بیش از آن، افکار خارج از چارچوبهای اسلامی عدهای از آنها که با پوسته آشنائی دارند و از عمق تعالیم دین خدا بیخبرند، متأسفانه ضربههای مهلکی به اعتقادات مردم وارد کرده و مسیر نظام جمهوری اسلامی را در بخشهای مختلف قوای سهگانه به طرفی سوق داده که در جهت عکس اهداف اصلی این نظام است.
با اینکه فداکاریها و مجاهدتهای دسته اول بسیار درخشان و ارزشمند است متأسفانه با عملکردها و القائات انحرافی دسته دوم به فراموشی سپرده شده است. نتیجه اینست که اکنون گرایش به دین کاهش یافته و گریز از آن رو به افزایش است.
هرچند دستگاههای تبلیغاتی رسمی تلاش میکنند حضور در تعدادی از مناسک مانند اعتکاف، احیاء شبهای قدر، عزاداریهای مذهبی، راهپیمائی اربعین و... را به حساب رویشهای دینی بگذارند ولی واقعیت اینست که ریزشها بسیار بیشترند و این دستگاهها با اینکه از اطلاعات کافی در این باره برخوردارند، مطرح کردن این ریزشها را به صلاح نمیدانند! آنها متأسفانه از این اصل غیرقابل انکار تبلیغی و تربیتی غافلند و یا خود را به غفلت میزنند که با شناخت ضعفها و مطرح ساختن آنها میتوان به مقابله با آنها رفت و برای جبران ضعفها کمر همت بست.
آنچه بعد از گذشت حدود نیم قرن از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی درباره روحانیت به عنوان یک جمعبندی میتوان گفت اینست که روحانیت از اصلیترین جایگاه خود یعنی پناهگاه مردم بودن فاصله گرفته است.
مردم ایران در طول قرون همواره روحانیت را پشت و پناه خود میدانستند و علت اصلی حضور آنها در انقلاب اسلامی و آنهمه فداکاری که برای اسقاط رژیم وابسته ستمشاهی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی و دفاع مقدس نشان دادند و در برابر تمام توطئهها ایستادند این بود که به روحانیت اعتماد داشتند. این اعتماد و پشت و پناه مردم بودن، امری فراتر از نظامهای سیاسی و تحولات گوناگون مقاطع تاریخی است. روحانیت باید همیشه پناهگاه مردم باشد، چه برای حمایت از نظام جمهوری اسلامی و چه برای نقد عملکرد آن. این رسالت را روحانیت فقط وقتی میتواند به مرحله عمل برساند که مستقل باشد. روحانیت مستقل، هم میتواند از حکمرانی و حکمرانان حمایت کند و هم میتواند اصلاح آنها را در دستور کار خود قرار دهد. در اینصورت است که مردم احساس میکنند نهاد روحانیت پناهگاه واقعی آنهاست و حراست از منافع و مصالح آنها را در همه حال، اصلیترین وظیفه خود میداند. حرف اصلی مردم با روحانیت اکنون همین است که به رسالت واقعی و ذاتی خود برگردد و پشت و پناه مردم باشد.