۱۷ خرداد ۱۴۰۵ :: ۷ ژوئن ۲۰۲۶ :: ۲۲ ذیحجهٔ ۱۴۴۷

گوی خبر : ارومیه / فرزین اصل افروزی: در روزگاری که گرانی هر روز بیشتر از دیروز سفرههای مردم را کوچکتر میکند، فقر دیگر فقط یک واژه آماری نیست، بلکه به واقعیتی ملموس در زندگی میلیونها خانوار تبدیل شده است. کارگران و حقوقبگیرانی که قرار بود با دستمزد خود حداقلهای زندگی را تامین کنند، امروز در برابر موج پیدرپی افزایش قیمتها، اجاره مسکن، هزینه درمان و مخارج روزمره، عملاً با بیپولی مزمن دستوپنجه نرم میکنند. فاصله میان درآمد و هزینه چنان عمیق شده که برای بسیاری از خانوادهها، حتی تامین نیازهای ابتدایی مانند خوراک، پوشاک و آموزش فرزندان به یک چالش جدی و روزانه بدل شده است.
فشار اقتصادی فقط سفرهها را کوچک نکرده، بلکه آرامش روانی و امنیت اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. کارگری که با حقوق ثابت وارد ماه میشود، اما هر روز با قیمتهای جدید روبهروست، ناگزیر در چرخهای از بدهی، حذف نیازهای ضروری و چشمپوشی از حداقلهای زندگی گرفتار میشود. در چنین شرایطی، بیپولی فقط به معنای خالی بودن جیب نیست؛ نشانهای از فرسودگی یک طبقه زحمتکش است که بار اصلی تولید و چرخ اقتصاد را به دوش میکشد اما سهمش از ثمره این تلاش، با واقعیتهای بازار و هزینههای زندگی همخوانی ندارد.
افزایش مستمر هزینهها در حوزه مسکن، خوراک و خدمات اساسی، کارگران را به جایی رسانده که بسیاری از آنان ناچارند از تفریحات، پسانداز، درمان و حتی تغذیه مناسب صرفنظر کنند. این وضعیت در بلندمدت نهتنها کیفیت زندگی را پایین میآورد، بلکه شکاف طبقاتی را نیز عمیقتر میکند.
وقتی حقوق پایان ماه، پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود، سخن گفتن از رفاه و امنیت معیشتی بیشتر شبیه یک آرزوست تا یک واقعیت قابل لمس.
واقعیت این است که گرانی و فقر، دیگر دو موضوع جدا از هم نیستند؛ یکی علت است و دیگری نتیجه، و در این میان کارگران نخستین قربانیان این چرخه فرسایندهاند. ادامه این وضعیت میتواند امید به آینده را در میان خانوادههای کارگری کاهش دهد و اعتماد عمومی به بهبود شرایط را تضعیف کند. امروز بیش از هر زمان دیگری، بازنگری جدی در سیاستهای حمایتی، ترمیم قدرت خرید و توجه واقعی به معیشت کارگران ضرورتی انکارناپذیر است؛ چرا که جامعهای که نیروی کارش در تنگنای بیپولی فرسوده شود، بهسختی میتواند مسیر رشد و ثبات را طی کند.