
گوی خبر [1]- گروه مشاوره بوستون (BCG) اخیرا از ۷۰ مدیر ارشد اجرایی درباره تاثیر هوش مصنوعی بر نیروی کار سازمانهایشان نظرسنجی کرد و نیمی از این مدیران گفتند که اکنون شاهد تضعیف مهارتهای قضاوت و حل مسئله در سازمانهای خود هستند و بیش از ۶۰ درصد آنان معتقدند از دست رفتن این مهارتها طی سه تا پنج سال آینده، به کسبوکار آسیب خواهد زد.
قضاوت، تعریف درست مسئله و تفکر خلاق، مهارتهایی هستند که بیشترین اهمیت را در عملکرد بلندمدت شرکتها دارند. با این حال، مدیران میگویند همین مهارتها به دلیل استفاده کارکنان از هوش مصنوعی، بیش از سایر مهارتها در معرض تضعیف قرار دارند.
تقریبا ۹۰ درصد مدیران شرکتکننده در نظرسنجی گروه مشاوره بوستون گفتند: کارکنان سازمانهایشان دیگر خروجیهای تولید شده توسط هوش مصنوعی را بررسی نمیکنند. پیشنویسها مرتب و حرفهای به نظر میرسند و تحلیلها با نتیجهگیریهایی مطمئن ارائه میشوند، اما دیگر کسی نمیپرسد آیا استدلال ارائهشده واقعا درست است یا خیر.
وقتی افراد دیگر کار تولید شده را به چالش نمیکشند، به تدریج مسوولیت آن را نیز کمتر میپذیرند. بیش از نیمی از مدیران اظهار کردند: کارکنان نسبت به گذشته تمایل کمتری به پذیرش مسوولیت تصمیمهای خود دارند. نزدیک به نیمی از آنان نیز گفتند اعضای گروهها بیش از گذشته شبیه یکدیگر فکر میکنند، زیرا همه یک مسئله را با استفاده از ابزارهای مشابه بررسی کردند و به یک پاسخ مشابه میرسند. ۴۳ درصد مدیران نیز بیان کردند کارکنان کمتر درباره درست یا نادرست بودن این پاسخها بحث میکنند و وقتی کسی دیدگاه مقابل ارائه نکند، اشتباهات نیز شناسایی نمیشوند.
نتایج پژوهش دیگری از گروه مشاوره بوستون درباره برنامههای آموزشی هوش مصنوعی نشان داد شرکتهایی که فقط تعداد کارکنانی را که دورههای آموزشی را به پایان رساندهاند پیگیری میکنند، معمولا تکمیل دوره را با کسب مهارت واقعی اشتباه میگیرند. کارکنان آزمونها را با موفقیت پشت سر میگذارند و در کلاس نشان میدهند که مطالب را فهمیدهاند، اما پس از بازگشت به محل کار، یا به عادتهای قبلی خود بازمیگردند یا بیش از پیش به هوش مصنوعی اجازه میدهند به جای آنان فکر کند.
کارکنان تازهوارد نیز به دلیل اینکه هوش مصنوعی اکنون وظایفی مانند تحقیق، نگارش پیشنویس، اشکالزدایی و حل مسئله را که پیشتر برای آموزش آنان انجام میدادند، بر عهده گرفته است، با سرعت کمتری مهارت کسب میکنند.
مدیری که تصمیم میگیرد کدام وظایف را به هوش مصنوعی بسپارد، در واقع تصمیم میگیرد نسل بعدی کارکنان چه مهارتهایی را هرگز به دست نیاورند.
با خودکار شدن وظایف تحلیلی سادهتر، از کارکنان تازهوارد انتظار میرود کارهایی را انجام دهند که پیشتر به پنج تا ۱۰ سال تجربه نیاز داشت. شرکتها وظایف سطح ابتدایی را که در گذشته به کارکنان تازهوارد یاد میداد چگونه کار خود را انجام دهند، حذف کردهاند و هنوز کسی نتوانسته جایگزینی برای این مسیر آموزشی پیدا کند.
کارکنان باسابقه نیز از این وضعیت مصون نیستند. متخصصان باتجربه زمانی که با حجم زیادی از کار مواجه میشوند، به تدریج اجازه میدهند هوش مصنوعی تصمیمهایی را بگیرد که پیشتر خودشان میگرفتند. یکی از مدیران این وضعیت را الگوی «خلبان خودکار» نامیده است. از آنجا که نتیجه کار همچنان حرفهای به نظر میرسد، کسی متوجه نمیشود که این افراد در عمل تصمیمهای کمتری را شخصا اتخاذ میکنند.
یکسوم مدیران شرکتکننده در پژوهش گروه مشاوره بوستون گفتند: کارکنان ارشد نسبت به گذشته کمتر به آموزش دیگران میپردازند. افراد به جای اینکه از همکارانی که دانش و تجربه لازم درباره یک موضوع دارند سوال کنند، بهطور مستقیم سراغ مدلهای زبانی میروند. کارکنان ارشد در گذشته نهتنها توضیح میدادند چه کاری باید انجام شود، بلکه دلیل انجام آن را نیز تشریح میکردند. اکنون چنین گفتوگوهایی کمتر اتفاق میافتد.
وقتی هوش مصنوعی جایگزین انسان میشود، افراد کمتر و عمیقتر فکر میکنند و پژوهشگران میتوانند این تفاوت را حتی در اسکن مغز مشاهده کنند. نتایج پژوهش موسسه فناوری ماساچوست (MIT) در ۲۰۲۵ نشان داد افرادی که برای نوشتن از چتجیپیتی استفاده کرده بودند، در مقایسه با افرادی که از جستوجوی اینترنتی استفاده کردند یا خودشان کار را انجام دادند، فعالیت مغزی بهمراتب کمتری داشتند. آنان همچنین بخش کمتری از مطالبی را که نوشته بودند، بعدها به یاد میآوردند. هر مهارتی که تمرین نشود، به تدریج تضعیف میشود و مهارت قضاوت نیز از این قاعده مستثنی نیست.
با این حال، شماری از شرکتهای بررسی شده در پژوهش گروه مشاوره بوستون، بازطراحی شیوه انجام کارها را آغاز کردهاند تا از تضعیف مهارتهای فکری کارکنان جلوگیری کنند. در شرکت شِل، کارکنان جوان ابتدا مسائل را بدون استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی حل میکنند. آنان ابتدا مسئله را بهدرستی تعریف میکنند، فرضیات خود را میآزمایند و پیش از استفاده از هوش مصنوعی برای اصلاح کار، تحلیل اولیه خود را به صورت دستی انجام میدهند.
وبسایت کوارتز گزارش کرد، نتایج اولیه این رویکرد امیدوارکننده بوده است. کارکنان جوان اکنون میتوانند استدلال خود را شفافتر توضیح دهند و برای انجام کار به کمک کمتر مدیران نیاز دارند. با وجود این، بیشتر شرکتها همچنان بیش از هر چیز به این موضوع اهمیت میدهند که چه تعداد از کارکنان از هوش مصنوعی استفاده میکنند. هرچه هزینه استفاده از هوش مصنوعی کاهش یابد، وسوسه شرکتها برای سپردن بخش بیشتری از کارها به این فناوری نیز افزایش خواهد یافت. در نهایت، شرکتهایی موفقتر خواهند بود که کارکنانشان حتی بدون کمک هوش مصنوعی نیز بتوانند فکر کنند.